SCP-3999
من در مرکز هر آنچه برایم رخ میدهد هستم (I Am At The Center of Everything That Happens To Me)
محتوای بزرگسالان
این مقاله محتوایی دارد که شاید برای همهٔ خوانندگان مناسب نباشد.
- تجاوز و آزار جنسی: شامل رابطهٔ جنسی بدون رضایت.
- خشونت و صحنههای خونین: شامل توصیف خون، جراحت شدید یا قطع عضو.
- خودآزاری: شامل توصیف آسیبزدن به خود.
اگر ۱۸ سال یا بیشتر دارید و میخواهید این محتوا را بخوانید، روی «ادامه» بزنید.
پس برویم، من و تو
وقتی امپراتوری یازدهروزه آسمان را میبلعد
مثل انساننمایی که مثل صدف روی میز صبحانه آب میشود.
شماره موضوع: SCP-3999
کلاس موضوع:
رویههای ویژه محبوسسازی: در حال حاضر نمیتوان SCP-3999 را محبوس کرد و این شیء اکنون یک سناریوی پایان واقعیت کلاس ZK ایجاد میکند. توصیهشدهترین اقدام این است که پژوهشگر تالوران، که گمان میرود نقطهٔ کانونی SCP-3999 باشد، خود را از تماس با همهٔ سایتها و کارکنان بنیاد دور کند تا از خسارت جانبی بیشتر به اموال بنیاد جلوگیری شود. این فرضیه مطرح است که اگر پژوهشگر تالوران در منطقهای بسیار دورافتاده محبوس شود، تواناییهای ویرانگر SCP-3999 بهطور موقت متوقف خواهد شد
از کار خواهد افتاد
محبوس خواهد شد
بقایایی را حفظ خواهد کرد
…
توصیهشدهترین اقدام این است که پژوهشگر تالوران، که گمان میرود نقطهٔ کانونی SCP-3999 باشد، خود را از تماس با همهٔ جمعیتهای انسانی دور کند تا از خسارت جانبی بیشتر به زمین و جوامع آن جلوگیری شود. این فرضیه مطرح است که اگر پژوهشگر تالوران بهسرعت در منطقهای دورافتاده خودش را بکشد، SCP-3999 از کار خواهد افتاد.
پژوهشگر تالوران نمیتواند بنیاد را ترک کند.
توصیهشدهترین اقدام این است که پژوهشگر تالوران، که گمان میرود نقطهٔ کانونی SCP-3999 باشد، خود را از تماس با همهٔ جانوران دور کند تا از خسارت جانبی بیشتر به زمین و تنوع زیستی آن جلوگیری شود. این فرضیه مطرح است که اگر پژوهشگر تالوران باقی عمرش را در کلبهای کوچک، جدا از همهٔ جانوران و تا جای ممکن جدا از گیاهان، بگذراند.
پژوهش دربارهٔ چگونگی خنثی کردن اثرات SCP-3999 در حال حاضر ادامه دارد. پیشنهادهای فعلی شامل این موارد است: پرتاب کردن آن به درون خورشید.
اعضای خانوادهٔ پژوهشگر تالوران باید یکییکی و بیدرنگ اعدام شوند. این کار باید توسط مأموران آموزشدیدهای انجام شود که از میان مختلف، از جمله نیروی ویژهٔ سیار امگا-8، لامبدا-12، سای-7، تاو-5 و یوتا-10 انتخاب میشوند. این مأموران باید دوباره در تاکتیکهای نظامی و مانورهای یگان سلاحها و تاکتیکهای ویژه آموزش ببینند. مأموران تعیینشده باید در فهرست سنجش روانآزاری هیر امتیازی بالاتر از 30 داشته باشند.
مأموران تعیینشده باید ابتدا مادر پژوهشگر تالوران و پس از او پدرش را اعدام کنند. هر حیوانی که در ساختمان حضور داشته باشد باید کشته شود. سپس باید به محل اقامت خواهر پژوهشگر تالوران، که در حال حاضر دانشجوی دانشگاه ایالتی پن است، بروند. او و پس از او هر یک از هماتاقیهایش که در آن زمان در ساختمان حضور دارند باید اعدام شوند. معدومسازی باید با یک شلیک به پیشانی با تفنگ تکتیرانداز رمینگتون 700 مجهز به صداخفهکن و از فاصلهٔ نزدیک انجام شود. سپس جسدها باید به دیوار بیرون دفتر پژوهشگر تالوران میخ شوند و پس از آغشته شدن به دقیقاً 10 لیتر بنزین به آتش کشیده شوند. پژوهشگر تالوران باید دستبسته شده و وادار شود جلوی جسدها زانو بزند
SCP-3999 باید بهعنوان یک
همکاران پژوهشگر تالوران باید یکییکی و بیدرنگ اعدام شوند. این کار باید توسط مأموران آموزشدیدهای انجام شود که از میان متخصصان مختلف محبوسسازی انتخاب میشوند. کارکنان سلفسرویس سایت باید در غذای همهٔ کارکنانی که هرگونه تماسی با پژوهشگر تالوران داشتهاند، آرسنیک بریزند، تا خود اعضای و از جمله آنها
نمادی از SCP-3999 باید روی پایهای از گرانیت خالص به سبک ایونی قرار گیرد. این پایه باید دقیقاً در مرکز یک بتنی مربعی به ابعاد 5 در 5 متر قرار داده شود. این محفظه باید توسط دستکم دو (2) نگهبان مسلح که در مقاومت در برابر و محبوسسازی آنها آموزش دیدهاند، در همهٔ زمانها محافظت شود.
SCP-3999 را نمیتوان محبوس کرد.
SCP-3999 به همراه پژوهشگر تالوران باید بهعنوان هدیه به دست مار تحویل داده شوند. به همهٔ عوامل دست مار باید گفته شود که SCP-3999 یک مصنوع پنجمگرای بسیار مهم است. باید به پژوهشگر تالوران کلاس C تزریق شود و این داستان پوششی به او داده شود که او برایان فردریک باندیسکی، یکی از رهبران بلندپایهٔ پنجمگرا است. به همهٔ عوامل دست مار باید گفته شود که SCP-3999 و پژوهشگر تالوران تحت هیچ شرایطی نباید از هم جدا شوند.
SCP-3999 باید همراه با SCP-2432 محبوس شود. نتیجهٔ این رویهٔ محبوسسازی، باز شدن یک ناهنجاری بُعدی درون SCP-2432 به شکل یک راهروی خزیدنی به ابعاد 3 متر در 25 سانتیمتر در 25 سانتیمتر بوده است. این راهرو SCP-2432-1 نامگذاری شده و از میان دیوار، در یکی از گوشههای SCP-2432 عبور میکند. معمولاً میز تلویزیون جلوی آن را میپوشاند. وقتی وارد این راهرو شوند، به فضایی میرسند که از نظر چیدمان، تزئینات و اثرات ناهنجار با SCP-2432 یکسان است. اتاق بعدی پس از SCP-2432 خروجی این راهرو را ندارد و با اینکه چیدمان مشابهی دارد، برخلاف خروجی SCP-2432-1، نسخهٔ دقیقی از SCP-2432 نیست. پردههای این اتاق مشابه به دیوار باز میشوند؛ هیچ پنجرهای وجود ندارد.
فضای داخلی SCP-2432-1 از ورقهای فولادی معمولی، مانند آنچه در سیستم تهویهٔ هتل A██████ یافت میشود، ساخته شده و تنها جایی است که بافت پارا-آرامید در آن قطع میشود. در دو ورق در دو انتهای آن، غلظت بالایی از آهن و نیکل، همخوان با آنچه در شهابسنگهای آهنی نوع III یافت میشود، پیدا شد. روی این ورقهای انتهایی همچنین نقاشیهای دیواری با الگوهای فراکتالی پیدا شد که با جوهر ماژیک دائمی کشیده شده بودند.
در اتاق یکسان با SCP-2432 در انتهای SCP-2432-1، برخلاف در SCP-2432، به راهروی واقعی هتل A██████ باز نمیشود، بلکه به یک واقعیت جایگزین (با نام SCP-2432-Prime) باز میشود. در نگاه اول، SCP-2432-Prime شبیه راهروی هتل A██████ است و کاغذدیواری، چراغها، فرش و تزئینات مشابهی دارد، اما مشخص شده که در هیچیک از دو سر خود انتهایی ندارد و به نظر میرسد بیپایان ادامه دارد. در حال حاضر، بر پایهٔ اندازهگیری ابعاد SCP-2432-Prime و نسخهٔ مشابه SCP-2432، این فرضیه مطرح است که طول آن بینهایت است. دیوارهای SCP-2432-Prime انحنای اندکی دارند و این فرضیه مطرح شده که ساختاری «حلقهای» دارد، اما پژوهشهای فعلی نمیتوانند بهطور قطعی ثابت کنند که SCP-2432-Prime چنبرهای شکل است. روی هر در SCP-2432-Prime برچسب «اتاق 710» خورده و هر در به چیزی باز میشود که به نظر میرسد نسخههای یکسانی از SCP-2432 باشد. با این حال، حدود █% از اتاقهای مشابه مشاهدهشده بافت فلزی پارا-آرامید را ندارند و █% از این اتاقها اثرات ثبتشده در SCP-2432 را ندارند. SCP-2432-Prime همچنین گاهبهگاه اتاقهایی دارد که ظاهراً کاربردهای دیگری دارند، از جمله رستوران، اتاق کنفرانس، باشگاه ورزشی، استخر، انباری نظافت و لابی آسانسور. طراحی این اتاقها با نمونههای مشابهشان در هتل A██████ فرق دارد.
SCP-2432-Prime میزبان تعداد اندکی از گونهها و موجودات ناهنجار است که گمان میرود برخی از آنها بومی SCP-2432-Prime باشند. این موجودات SCP-2432-Prime-A1 تا A8 نامگذاری شدهاند.
فهرست گونههای جانوری مشاهدهشده در SCP-2432-Prime
گونههای بومی: موجودات زیر جاندارانی هستند که گمان میرود فقط در SCP-2432-Prime وجود دارند.
کپک گندروی ناشناخته | (Mycie gamephile) | طوری سازگار شده که فقط روی پارچههای SCP-2432-Prime رشد کند. مواد مغذی را از مایعات تولیدمثلی خشکشدهٔ گونههای مختلفی که در SCP-2432-Prime یافت میشوند به دست میآورد، اما اگر مایع تولیدمثلی در کار نباشد، میتواند مواد مغذی را از الیاف طبیعی بگیرد. |
قارچ فلزخوار. | (Trametes ferrium) | جانداری که ویژگیهایی مشترک با قارچهای طاقچهای دارد، اما فقط در سیستم تهویهٔ SCP-2432-Prime یافت شده است. این سوژه شبیه Trametes versicolor است، اما گندرو است و فولاد صفحهها را میخورد. این جاندار مایع گوارشی بسیار خورندهای ترشح میکند که روکش فلزی را حل میکند. هنوز معلوم نیست این جاندار چگونه برای خوردن فلز تکامل یافته است. |
حصیرهٔ میکروبی پیکسلی | (Allecaulphum itelscumins) | گونهای سیانوباکتری که در غشای کلروپلاستهایش کانیای شبیه کریستال مایع پدید آورده است که دریافت انرژی از نور سفید را به بیشترین حد میرساند. این باکتری به شکل زیستلایه روی صفحهٔ تلویزیونهای اتاقهای SCP-2432-Prime رشد میکند. زیستتاب است و آنزیم لوسیفراز آن طوری تغییر کرده که به ارتباط شیمیایی با دیگر جانداران زیستلایه کمک کند. نمایشی که از این راه پدید میآید به برفک تلویزیون شباهت دارد. |
مایت گرد هتل | (Miytae gigantus) | بندپایی به طول 8 سانتیمتر، شبیه مایت گرد خانگی اما با جثهای بسیار بزرگتر. این جاندار عادتهای تغذیهای مشابه مایت گرد دارد[1] ، اما به هیچ وجه ذرات مدفوعی با کیفیت مایت معمولی تولید نمیکند. این سوژهها اسکلت بیرونی تغییریافتهای دارند که برای سرعت سازگار شده است و با حرکات سریع و دقیق از دست شکارچیان میگریزند. دیده شده که مانند پرندگان به صورت دستهجمعی در راهروهای SCP-2432-Prime حرکت میکنند و ساختار اجتماعی بسیار پیچیدهای دارند که بخش زیادی از آن هنوز درک نشده است. |
شکارچی مینیبار | (Cibumpredator parva) | جانوری ساکن و نسبتاً کمیاب با منشأ نامعلوم که خود را شبیه مینیبار هتل نشان میدهد. این جاندار اسکلت بیرونیای شبیه پلاستیک یخچال دارد و جاندارانی را که برای جستوجو میکوشند «دهان» آن را باز کنند، میخورد. از سازگاریهای چشمگیر این موجود، توانایی نگه داشتن دمای مرکزی بدن در 5 درجهٔ سانتیگراد و نوارهای مغناطیسی طبیعی در امتداد دهانش است که مانند استخوان از فلزات موجود در غذای خوردهشده ساخته میشوند. با اینکه این جاندار ویژگیهایی مشترک با بندپایان دارد، دندانهایی شبیه استخوان دارد. |
گونههای غیربومی یا مهاجم: موجودات زیر جاندارانی هستند که گمان میرود به SCP-2432-Prime وارد شدهاند یا به طور طبیعی به آنجا رسیدهاند.
موش قهوهای 2432-Prime | (Rattus norvegicus foundationi) | زیرگونهای از موش قهوهای که در SCP-2432-Prime یافت میشود و گمان میرود از راه SCP-2432 وارد شده باشد. این جاندار جایگاه بومشناختی مشابهی با مایت گرد هتل دارد، اما رقابت چندانی میان این دو گونه دیده نشده است، چون به نظر میرسد قلمروهای متفاوتی را در SCP-2432-Prime اشغال میکنند. |
«دانکلئوگرگ» | (Canis osteolupis) | جانداری گرگسان و یکی از شکارچیان رأس زنجیرهٔ غذایی در سراسر SCP-2432-prime. دانکلئوگرگها گروهی شکار میکنند و ظاهراً از بُعدی میآیند که در آن مسیر تکاملی پستانداران به ظاهر راه دیگری رفته است؛ این را از صفحههای زرهی بیرونی که روی خز، سر و گردن را پوشاندهاند میتوان فهمید. گوشها بهوضوح از گرگهای معمولی کوچکترند تا جا برای صفحهها باز شود. دیده شده که این صفحهها شبیه ماهی زرهپوست منقرضشدهٔ Dunkleosteus هستند و مشاهدهٔ نمونههای زنده در اسارت بنیاد این شباهت را ثابت کرده است. این جاندار بسیار تهاجمی است، موشها، مایتهای گرد و طوطیهای دوشی را شکار میکند و با گلههای رقیب بر سر قلمرو درگیر میشود. رفتارهای جفتگیری شبیه گرگ خاکستری است و تولهها اغلب به جای لانه در حمامهای SCP-2432-Prime بزرگ میشوند.[2] |
«طوطی دوشی» | (Ara kohleri) | این جاندار طوطیمانند که رفتاری شبیه ماکائو دارد، زندگی در حمامهای SCP-2432-Prime را ترجیح میدهد. گاهی طعمهٔ مایتهای گرد میشود و بیشتر طعمهٔ دانکلئوگرگهاست. برخلاف بیشتر طوطیها، به نظر میرسد طوطیهای دوشی از منطقهای عمدتاً معتدل آمدهاند و این در رنگبندیشان پیداست: قهوهای، خاکستری و سبز. روی پرهای برخی نمونهها خزه یا گلسنگ هم میروید، شبیه جلبک در خز تنبل، که به استتار کمک میکند. ترجیح میدهند در جاهایی با آب جاری لانه کنند و نامشان هم از همین است. بر پایهٔ رفتارهای پیچیدهٔ شکارچی و طعمه که میان این جانوران دیده شده، میتوان فرض کرد که از همان جایی آمدهاند که دانکلئوگرگها از آن آمدهاند. |
جانور مارمولکمانند | (Cancersaurus mirum) | لاشهخواری کوچک از خزندگان. ویژگیهایی شبیه بندپایان دارند، از جمله شش پا، یک جفت آرواره شبیه خرچنگ، نیش و چشمهای پایهدار، اما در باقی موارد شبیه خزندگاناند. فرصتطلبانه تغذیه میکنند، بهندرت در نسخههای تکراری SCP-2432 دیده میشوند و به دلایل نامعلوم بیشتر در آشپزخانهها و استخرها یافت میشوند. دیده شده که طعمههایی بسیار بزرگتر از خودشان، از جمله دانکلئوگرگها، را شکار میکنند. |
«بهیموث» | (Prayaoctopus lovecrafti) | جانوری کلونیساز، بزرگ، کمیاب و بسیار خطرناک، مشابه ناو جنگی پرتغالی، اما شبیه سرپایی خشکیزی و بسیار بزرگ. بهیموث از زوئیدهای مدوزی و پولیپی تشکیل شده که بسیار فشرده کنار هم جمع شدهاند تا ساختارهایی شبیه ماهیچه و پوست بسازند و در عمل مانند سلولهای درشت عمل میکنند، در حالی که خود زوئیدها از سلول ساخته شدهاند. چشم ندارد و به همین دلیل گمان میرود فقط با بویایی شکار میکند؛ زوئیدهای درون «بادکشها» به شدت تکامل یافتهاند تا ردّ نشانههای شیمیایی گوناگون هر جاندار را بگیرند. ردای هر بهیموث، جز منقار که از زوئید ساخته شده، از قلع جامد است و زوئیدها دور آن جمع شدهاند. این نظریه مطرح شده که ردای قلعی بهآرامی از راه دفع هر زوئید ساخته میشود و پسماند قلع در مرکز جاندار جمع میشود. معلوم نیست قلع چگونه در فرایند گوارش بهیموث ساخته میشود.[3] این جاندار بسیار گریزپاست؛ فقط یک نمونه به طور گسترده مطالعه شده که مرده بود و یک شکارچی مینیبار نیمههضمشده در «معدهاش» بود. نمونهٔ دیگری مدت کوتاهی در یکی از نسخههای تکراری SCP-2432 دیده شد که به تلفاتی در یک تیم کاوش انجامید، اما پیش از آنکه اطلاعات بیشتری جمع شود، بهسرعت گریخت. شکارچی رأس زنجیرهٔ غذایی در SCP-2432-Prime، تنها بالاتر از دانکلئوگرگها، و جانداری که پژوهشگر تالوران با ترس شدیدی به آن مینگرد. |
گونههای دیگر: موجودات زیر جاندارانی هستند که گمان نمیرود در SCP-2432-Prime جای پایی پیدا کرده باشند. از این جانداران فقط چند فرد یا تنها یک فرد وجود دارد. بسیاری از آنها هنوز به طور کامل طبقهبندی نشدهاند.
نخستی استتارکار ناشناخته | (ناشناخته) | جانداری باشعور شبیه میمون رزوس 4 متری. بیمو است و در پوستش سازوکار پیچیدهٔ تغییر رنگی دارد که به آن امکان میدهد الگوهای پشت سرش را، هر قدر هم پیچیده، کاملاً تقلید کند. با تیمهای کاوش خصمانه رفتار میکند، اما فقط یک بار دیده شده است. |
کوسهٔ ناشناخته | (Somniosus chloroumloquitur) | کوسهای کوچک که بسیار شبیه کوسهٔ گرینلند است. در حال حاضر فقط در یک استخر در 5 کیلومتری SCP-2432 یافت شده است. در آب کلردار بهراحتی زنده میماند و وقتی در معرض آب شیرین بدون کلر قرار میگیرد، علائمی نشان میدهد که با علائم یک ماهی آب شور در همان وضعیت همخوان است. |
«سونیخرچنگها» | (Pagurus kutaragii) | سه خرچنگ منزوی بزرگ با تنفس هوایی، شبیه خرچنگهای سرباز، که از چیزی که به نظر میرسد دستههای توخالیشدهٔ کنسول بازی ویدیویی محبوب پلیاستیشن 2 باشد به عنوان صدف استفاده میکنند. همهچیزخوارند و غذاهای بسیار متنوعی میخورند، از جمله مایتهای گرد، خارهای بالارونده، موشها، مارمولکها، لاشهٔ دانکلئوگرگها، حصیرههای پیکسلی، قارچ گندرو و پسماند شکارچی مینیبار. گسترهای وسیع را میپیمایند و ظاهراً قلمرو زیستگاهیشان هشت کیلومتر است. دو فرد نر و یکی ماده است. |
«پژوهشگر تالوران» | (Homo sapiens sapiens) | موجودی که در ظاهر شبیه یک مرد انسان است. لباسی مناسب یک پژوهشگر بنیاد به تن دارد. وقتی کارکنان از او پرسش کردند، عصبی و سردرگم به نظر میرسید و میپرسید کجاست و SCP-3999 کجاست. سوژه بیدرنگ معدوم شد. |
وقتی SCP-3999 از SCP-2432 بیرون برده شد، SCP-2432-1 بیدرنگ ناپدید شد. همهٔ آزمایشهای بعدی به دستور O5-█ ممنوع شد.
پژوهشگر تالوران باید به زور از SCP-3999 جدا شود
پژوهشگر تالوران باید همیشه کنار SCP-3999 نگه داشته شود
پژوهشگر تالوران باید معدوم شود
پژوهشگر تالوران باید به هر وسیلهٔ لازم زنده نگه داشته شود
پژوهشگر تالوران باید درون SCP-3999 قرار داده شود
پژوهشگر تالوران باید تا جای ممکن دور از SCP-3999 قرار داده شود، در حالی که ارتباط همچنان حفظ شود
پژوهشگر تالوران نباید کشته و درون SCP-3999 قرار داده شود
پژوهشگر تالوران SCP-3999 نیست
پژوهشگر تالوران پیوند عمیقی با SCP-3999 دارد.[4]
مصاحبهشونده: پژوهشگر تالوران
مصاحبهکننده: دکتر █████████ ████
<شروع گزارش، 03.99.90>
مصاحبهکننده: خب، شما دقیقاً کی هستید؟
تالوران: من پژوهشگر تالوران هستم، یکی از پژوهشگرانی که به SCP-3999 گمارده شدهاند.
مصاحبهکننده: اما ما هیچجا هیچ سابقهای از شما نداریم.
تالوران: بهتان گفتم، یک اتفاق عجیبی دارد برایم میافتد! اما نمیتوانم درست توصیفش کنم. مثل توی خواب است، که همهچیز واقعاً از هم گسسته است.
مصاحبهکننده: گسسته؟
تالوران: حالا در تمرکز روی چیزها مشکل دارم. فقط خیلی احساس ناآرامی میکنم. انگار واقعیت کمتر…واقعی…به نظر میرسد، اگر منظورم را بفهمید.
مصاحبهکننده: اما ما هیچجا هیچ سابقهای از شما نداریم.
تالوران: …این را قبلاً گفتید.
مصاحبهکننده: خب، شما دقیقاً کی هستید؟
تالوران: صبر کنید، اینجا چه خبر است؟ اینجا کدام سایت است؟ دکتر، گفتید اسمتان چه بود؟
مصاحبهکننده: دکتر █████████ ████
شخص: این که اسم نیست، فقط با دهانتان یک صدایی درآوردید. چرا دارم به سانسورها فکر میکنم؟ چطور یک کلمه میتواند در یک گفتوگوی عادی اینطور سانسور شود؟
مصاحبهکننده: این مصاحبه پایان یافت.
شخص: (کف اتاق ناپدید میشود. پژوهشگر تالوران در تاریکی سقوط میکند. اتاق ذوب میشود. SCP-3999 ناگهان دکتر █████████ ████ را میبلعد.)
<پایان گزارش، [اطلاعات زمانی اختیاری]>
جمعبندی پایانی: [خلاصهای کوتاه و بخشی دربارهٔ آنچه پس از آن رخ داد]
پژوهشگر تالوران باید تا وقتی که این ماجرا تمام شود پیش مادرش زندگی کند.
اطلاعیهٔ ادارهٔ سوابق و امنیت اطلاعات بنیاد
پروندهٔ زیر حاوی یک خطر اطلاعاتی شدید است. به همین دلیل، ضروری است همهٔ کارکنانی که به این پرونده دسترسی پیدا میکنند، دارای گواهی «ارزش مقاومت شناختی» (CRV) دستکم 14.5 باشند. اگر در تأیید خودکار CRV رد شدید، لطفاً آرام بمانید و حرکت نکنید. یکی از کارکنان پزشکی سایت شما پژوهشگر تالوران بهزودی نزد شما خواهد آمد.
SCP-3999 مرده است
پژوهشگر تالوران موظف شده است SCP-3999 را اینگونه محبوس کند: تمام زندگیاش را، از لحظهٔ تولد تا مرگ نهاییاش، زندگی کند. او باید از زندگی نهایت استفاده را ببرد و از چیزهای خوب زندگی و همراهی دوستان و خانوادهاش لذت ببرد.
پژوهشگر تالوران مرده است
توصیهشدهترین اقدام این است که پژوهشگر تالوران، که گمان میرود کانون SCP-3999 باشد، خود را از هرگونه تماس با تمام نفس خودش دور کند. پژوهشگر تالوران باید دستکم هفتهای دو بار مراقبه کند تا ذهنش را از هر فکر بدی پاک کند. اگر این کار نتیجه ندهد، معدومسازی باید با یک شلیک به پیشانی، با تفنگ تکتیرانداز رمینگتون 700 مجهز به صداخفهکن، از فاصلهٔ نزدیک انجام شود. اگر SCP-3999 مانع این کار شود، جسد پژوهشگر تالوران باید با مسلسل دستی MP5/10 از کار انداخته شود. کارکنان باید در این زمان هر نشانهٔ پریشانی از سوی این موجود را نادیده بگیرند.
SCP-3999 باید بهوسیلهٔ آقا و خانم دورسلی، ساکن خانهٔ شمارهٔ چهار خیابان پریوت، محبوس شود؛ کسانی که با افتخار میگفتند کاملاً عادیاند، خیلی هم ممنون. آنها آخرین کسانی بودند که انتظار داشتی درگیر چیزی عجیب یا مرموز باشند، چون اصلاً این مزخرفات را قبول نداشتند. آقای دورسلی مدیر شرکتی به نام «ائتلاف جهانی علوم خفیه» بود که ناهنجاریها را محبوس میکرد. مردی درشت و چاق بود و تقریباً گردن نداشت، اما سبیل خیلی بزرگی داشت. خانم دورسلی لاغر و بور بود و گردنش تقریباً دو برابر حالت معمول بود، که خیلی به کارش میآمد، چون بیشتر وقتش را صرف سرک کشیدن از بالای پرچینهای باغ و جاسوسی همسایهها میکرد. دورسلیها پسر کوچکی به نام پژوهشگر تالوران داشتند و به نظرشان هیچجا پسری بهتر از او پیدا نمیشد.
SCP-3999 باید در یک کیسه آبنبات استاربرست محبوس شود، که باید زیر 10 تن خاک تبرکشده توسط کشیشی از یکی از ادیان ابراهیمی دفن شود.
همهٔ همکاران پژوهشگر تالوران باید در حضور او دستهایشان را جدا کنند و چشمهایشان را از حدقه درآورند، پیش از آنکه
SCP-3999 باید در یک محفظهٔ نگهداری استاندارد انساننما نگهداری شود که به 1 تخت، 1 تلویزیون با دستگاه پخش DVD، 3 فیلم کمدی رمانتیک به انتخاب کارکنان، و یک میز کنار تخت ساختهشده از گوشت زندهٔ تمساح مجهز است. در پایان ماه، باید با مسلسل دستی MP5/10 نابود شود. پس از ظاهر شدن دوباره، SCP-3999 به همراه پژوهشگر تالوران باید بهعنوان هدیه به «کلیسای خدای شکسته» تحویل داده شوند. به همهٔ عوامل کلیسا باید اطلاع داده شود که SCP-3999 یک مصنوع ماکسولیستی بسیار مهم است. به پژوهشگر تالوران باید آمنستیک کلاس C تزریق شود و این داستان پوششی به او داده شود که او مکس لیپشیتز، یکی از رهبران عالیرتبهٔ ماکسولیست است. به همهٔ عوامل کلیسا باید اطلاع داده شود که SCP-3999 و پژوهشگر تالوران تحت هیچ شرایطی نباید از هم جدا شوند.
SCP-3999 باید درون مکعبی به ابعاد 2 متر در 2 متر، ساختهشده از آلیاژ تلهکیل، محبوس شود. این مکعب باید در یک کمد نگهداری اشیای ، درون ناف خانم بریانا کی. اَلی، ساکن هانتسویل آلاباما، نگهداری شود.
پژوهشگر تالوران نباید با یک شمع معطر اشتباه گرفته شود.
SCP-3999 باید اجازهٔ دسترسی به خواهر پژوهشگر تالوران را، که در حال حاضر دانشجوی دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا است، داشته باشد. SCP-3999 به دستور اسکورت مسلحش، باید به شکلی وحشیانه به خواهر پژوهشگر تالوران تجاوز کند و سپس چشمهایش را از حدقه درآورد، پاهایش را ببرد و شکمش را بدرد. سپس باید از تواناییهایش استفاده کند. و آسیبی را که وارد کرده برگرداند. سپس باید او را برای خوردن بستنی موزی به «میر دِیری»، یک بستنیفروشی محلی در منطقهٔ پن استیت، ببرد. پس از این، آن
SCP-3999 برای جان همهٔ کارکنان بسیار خطرناک است
پژوهشگر تالوران برای جان همهٔ کارکنان بسیار سودمند است
طبق حکم O5، آزمایشها باید انجام شوند هر دوشنبه بین SCP-3999، SCP-1981 و SCP-1171.
سر کوچه پژوهشگری است به نام تالوران\بچههای کوچک پشت سرش به او میخندند\و بانکدار هیچوقت بارانی نمیپوشد\صفحهٔ SCP-3999\خیلی عجیب[5]
پژوهشگر تالوران باید شکنجه شود ماهی یک بار.
SCP-3999 باید مدام برنامههای ویژهٔ کمدی پتن آزوالت، کمدین آمریکایی و عضو سرشناس «کلیسای پنجم»، را در اطراف مادر پژوهشگر تالوران پخش کند. اعضای نیروی ویژهٔ سیار رو-19 باید در این کار همراهیاش کنند.
پژوهشگر تالوران باید درون مکعبی به ابعاد 2 متر در 2 متر، ساختهشده از آلیاژ تلهکیل، محبوس شود. تحت هیچ شرایطی نباید از او با عنوان ایرلندیتبار آمریکایی یاد شود.
اطلاعیهٔ ادارهٔ سوابق و امنیت اطلاعات بنیاد
به SCP-3999 نگاه نکنید. اگر به آن نگاه نکنید نمیتواند به شما آسیب بزند. مستقیم به آن نگاه نکنید. تصویری ذهنی از SCP-3999 در سرتان نسازید. اگر تصویری از آن دریافت کنید، خواهید مرد. اگر حتی سعی کنید آن را درک کنید، خواهید مرد. به SCP-3999 نگاه نکنید
همهٔ کارکنان باید به آیین بودا بگروند و
SCP-3999 متنفر است از تو
پژوهشگر تالوران
داخلی. یک محفظهٔ نگهداری - شب
پژوهشگر تالوران (حدود سیسال، باهوش، با اضطرابی رو به افزایش) کنار دری ایستاده که از محفظهٔ نگهداری SCP-3999 به بیرون باز میشود. به در میکوبد، کلافه از اینکه کسی آنجا نیست تا نجاتش دهد، و نگران جانش.
تالوران: بذارید بیام بیرون! بذارید بیام بیرون! بچهها این شوخی نیست! این چیز داره این تو آرومآروم منو میکشه!
باهاش گیر افتادم!
نمای نزدیک متوسط: صورت عرقکردهٔ تالوران، چشمهایش اینطرف و آنطرف میدوند
تالوران: کسی اون بیرون هست؟
SCP-3999 بهطرز وحشتناکی جیغ میکشد
…
SCP-3999 گربهها را دوست دارد و باید به پاس رفتار خوب، ماهی یک گربه به آن داده شود.
SCP-3999 باید محبوس شود در صحنهٔ فیلمبرداری فیلم در دست ساخت پسر آزاد، یک فیلم اکشن به کارگردانی شاون لوی.
…
(پژوهشگر تالوران سراسیمه از سمت راست صحنه خارج میشود، اما فقط برای اینکه دوباره با ترس تلوتلوخوران به صحنه برگردد)
…
به SCP-3999 باید داده شود: ده (10) نفر در ماه، به پاس رفتار خوب.
…
پژوهشگر تالوران سراسیمه سعی کرد از در بیرون بدود، اما به دیواری از بتن سخت خورد، همانجا که باید راه خروج به واقعیت میبود. عجیب این بود که با اینکه فقط یک دیوار سخت بود، میفهمید که بخشی از یک پایهٔ ستون عظیم است که مجسمهسازی ماورایی آن را به سبک ایونی تراشیده است. این افکار را از سرش بیرون کرد. بهسرعت فکر کرد: «پس من با این چیز در این جایی که هست گیر افتادهام و دیگر هیچ واقعیتی بیرون از اینجا وجود ندارد.» سعی کرد بفهمد «این چیز» دقیقاً چیست، اما نتوانست. قابل توصیف نبود. خودِ آشوب بود.
SCP-3999 باید محبوس شود
با اینکه مطمئن نبود کف از چه ساخته شده، با ناخن به آن چنگ زد.
SCP-3999 باید محبوس شود
توانست سوراخ کوچکی در آن پاره کند.
SCP-3999 باید محبوس شود
زیر آن نور میدید.
SCP-3999 باید محبوس شود
به خانوادهاش فکر کرد، به همکارانش، به کارش، به هر چیزی از دنیا همانطور که بود، آن وقتها که هنوز وجود داشت.
SCP-3999 باید محبوس شود
سوراخ باز شده بود.
SCP-3999 باید محبوس شود
SCP-3999
…
…
…
SCP-3999 باید با در خود فرو رفتن همهچیز محبوس شود.
SCP-3999 باید با خراب شدن همهچیز محبوس شود.
SCP-3999 باید با جوک زیر محبوس شود:
یک خانواده وارد یک آژانس استعدادیابی میشوند. یک پدر، یک مادر، یک پسر، یک دختر و یک سگ. پدر به مدیر برنامه میگوید: «ما یک نمایش واقعاً فوقالعاده داریم. باید نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «متأسفم، من نمایندهٔ گروههای خانوادگی نمیشوم. کمی زیادی بامزهاند.»
مادر میگوید: «آقا، اگر فقط نمایش ما را ببینید، میدانیم که دلتان میخواهد نمایندهٔ ما بشوید.» مدیر برنامه میگوید: «باشه. باشه. یک نگاهی میاندازم.»
پدر کلاه سیلندر به سر میگذارد و تابلویی به خودش میآویزد که رویش نوشته «مدیر برنامه». مادر لباس پدر را میپوشد و پیش او میرود و میگوید: «ما یک نمایش واقعاً فوقالعاده داریم. باید نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «متأسفم، من نمایندهٔ گروههای خانوادگی نمیشوم. کمی زیادی بامزهاند.»
پسر (در نقش مادر) میگوید: «آقا، اگر فقط نمایش ما را ببینید، میدانیم که دلتان میخواهد نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «باشه. باشه. یک نگاهی میاندازم.»
پسر کلاه سیلندر به سر میگذارد و تابلویی به خودش میآویزد که رویش نوشته «مدیر برنامه». دختر لباس پدر را میپوشد و پیش او میرود و میگوید: «ما یک نمایش واقعاً فوقالعاده داریم. باید نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «متأسفم، من نمایندهٔ گروههای خانوادگی نمیشوم. کمی زیادی بامزهاند.»
پدر (در نقش پسر) میگوید: «آقا، اگر فقط نمایش ما را ببینید، میدانیم که دلتان میخواهد نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «باشه. باشه. یک نگاهی میاندازم.»
دختر کلاه سیلندر به سر میگذارد و تابلویی به خودش میآویزد که رویش نوشته «مدیر برنامه». سگ لباس پدر را میپوشد و پیش او میرود و میگوید: «ما یک نمایش واقعاً فوقالعاده داریم. باید نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «متأسفم، من نمایندهٔ گروههای خانوادگی نمیشوم. کمی زیادی بامزهاند.»
سگ (در نقش مادر) میگوید: «آقا، اگر فقط نمایش ما را ببینید، میدانیم که دلتان میخواهد نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «باشه. باشه. یک نگاهی میاندازم.»
مادر کلاه سیلندر به سر میگذارد و تابلویی به خودش میآویزد که رویش نوشته «مدیر برنامه». پدر لباس دختر را میپوشد و پیش او میرود و میگوید: «ما یک نمایش واقعاً فوقالعاده داریم. باید نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «متأسفم، من نمایندهٔ گروههای خانوادگی نمیشوم. کمی زیادی بامزهاند.»
مادر (در نقش پدر) میگوید: «آقا، اگر فقط نمایش ما را ببینید، میدانیم که دلتان میخواهد نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «باشه. باشه. یک نگاهی میاندازم.»
سگ کلاه سیلندر به سر میگذارد و تابلویی به خودش میآویزد که رویش نوشته «مدیر برنامه». پسر لباس مادر را میپوشد و پیش او میرود و میگوید: «ما یک نمایش واقعاً فوقالعاده داریم. باید نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «متأسفم، من نمایندهٔ گروههای خانوادگی نمیشوم. کمی زیادی بامزهاند.»
پدر (در نقش مادر) میگوید: «آقا، اگر فقط نمایش ما را ببینید، میدانیم که دلتان میخواهد نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «باشه. باشه. یک نگاهی میاندازم.»
پسر کلاه سیلندر به سر میگذارد و تابلویی به خودش میآویزد که رویش نوشته «مدیر برنامه». پدر لباس پسر را میپوشد و پیش او میرود و میگوید: «ما یک نمایش واقعاً فوقالعاده داریم. باید نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «متأسفم، من نمایندهٔ گروههای خانوادگی نمیشوم. کمی زیادی بامزهاند.»[6]
سگ (در نقش دختر) میگوید: «آقا، اگر فقط نمایش ما را ببینید، میدانیم که دلتان میخواهد نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «باشه. باشه. یک نگاهی میاندازم.»
سگ کلاه سیلندر به سر میگذارد و تابلویی به خودش میآویزد که رویش نوشته «مدیر برنامه». سگ لباس پسر را میپوشد و پیش او میرود و میگوید: «ما یک نمایش واقعاً فوقالعاده داریم. باید نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «متأسفم، من نمایندهٔ گروههای خانوادگی نمیشوم. کمی زیادی بامزهاند.»
سگ (در نقش سگ) میگوید: «آقا، اگر فقط نمایش ما را ببینید، میدانیم که دلتان میخواهد نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «باشه. باشه. یک نگاهی میاندازم.»
مدیر برنامه کلاه سیلندر به سر میگذارد و تابلویی به خودش میآویزد که رویش نوشته «خانواده». پدر لباس پدری را میپوشد که لباس پسر را پوشیده و پیش او میرود و میگوید: «ما یک نمایش واقعاً فوقالعاده داریم. باید نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «متأسفم، من نمایندهٔ گروههای خانوادگی نمیشوم. کمی زیادی بامزهاند.»
مدیر برنامه (در نقش خودش ) میگوید: «آقا، اگر فقط نمایش ما را ببینید، میدانیم که دلتان میخواهد نمایندهٔ ما بشوید.»
مدیر برنامه میگوید: «باشه. باشه. یک نگاهی میاندازم.»
پژوهشگر تالوران کلاه سیلندر به سر میگذارد و تابلویی به خودش میآویزد که رویش نوشته «مدیر برنامه». SCP-3999 لباس پدر را میپوشد و پیش او میرود و میگوید: «[خطای سیستم: دادهها خراب شده است. برای جزئیات بیشتر به یکی از مدیران شبکه مراجعه کنید]»
مدیر برنامه چیزهای نامفهومی زیر لب میگوید.
SCP-3999 (در نقش مادر) میگوید: «[خطای سیستم: دادهها خراب شده است. برای جزئیات بیشتر به یکی از مدیران شبکه مراجعه کنید]»
مدیر برنامه آه ضعیفی میکشد: «نظم را باید دور انداخت، مثل انساننمایی که مثل صدف روی میز صبحانه آب میشود. نظم راه آدمهای شرور است. خیر واقعی همان خلأ بیشکل است که آب میشود و به خود میپیچد و فاسد میکند. حالا خوشحال شدی؟»
SCP-3999 باید با استفاده از یک خربزه
SCP-3999 باید در قبر رابرت بی. پارکر، رماننویس جنایی آمریکایی
SCP-3999 باید خوراک دانکلگرگها شود.
SCP-3999 باید در یک تلهٔ سوسک، همراه با نسخهٔ هماندازهٔ واقعی راکل ولش محبوس شود. چهار عضو شورای O5 باید همیشه بر محبوسسازی نظارت کنند و همچنین
پژوهشگر تالوران را نمیشود با این محبوس کرد.
پژوهشگر تالوران با جنگیدن راه برگشتش را باز خواهد کرد.
پژوهشگر تالوران SCP-3999 را دوباره محبوس خواهد کرد.
SCP-3999 باید ماهی یک بار پژوهشگر تالوران را به کرم کدو آلوده کند. اعضای نیروی ویژهٔ سیار لامبدا-14 باید بین 50,000 تا 60,000 تخم کرم کدو را به مثانهٔ پژوهشگر تالوران تزریق کنند.
SCP-3999 باید سالی یک بار به عنوان الوهیت جاودان و برتر
SCP-3999 باید سالی یک بار به عنوان یکی از کارکنان سطح 5 تعیین شود، و طبق تشخیص دپارتمان فراتحلیل، به شیوهای سازگار با سنتهای روستایی مجارستان و فروش رمانهایی دربارهٔ مصرشناسی، طی مراسمی آیینی سلاخی شود.
پژوهشگر تالوران از لقب «پرینتر سهبعدی» خوشش نمیآید
SCP-3999 باید زیر نظارت مستقیم یک مکعب 2 در 2 متری ساختهشده از آلیاژ تلهکیل، با قاشق توسط پژوهشگر تالوران کورنفلکس بخورد
همهٔ کارکنان باید به یاد داشته باشند که جان سیاهپوستان مهم است، اما جان تالوران مهم نیست، نژادپرست لعنتی، همهٔ پلیسها حرامزادهاند، میرویم مجسمهٔ تالوران را پایین بکشیم
همهٔ کارکنان باید پژوهشگر تالوران را محصول آزمایشگاههای پرومتئوس بدانند و ماهی دو بار بهطور منظم او را با یک تفنگ دستی 9 میلیمتری گلاک 43 اعدام کنند. سپس باید پوست پدرش را جلوی چشم مادرش زندهزنده بکنند و بعد خانه را به آتش بکشند. بعد در زمین نمک بپاشند تا چیزی باقی نماند
اطلاعیه از سوی ادارهٔ سوابق و امنیت اطلاعات بنیاد
پژوهشگر تالوران مدادی گستاخ است. همهٔ نخها باید از او دوری کنند تا روزی که امپراتوری یازدهروزه آسمان را بخورد. گور باباش. از پشت.
SCP-3999 باید در قبر O5-23 محبوس شود
به همهٔ کارکنانی که با SCP-3999 کار میکنند باید یادآوری شود که این یک موجود خیالی است که یک انسان از نظر زیستی مرد، در اواخر نوجوانی، با تبار یهودی و ایرلندی، در تعطیلات بهاریاش نوشته است، برای جمعی از نویسندگان بازندهٔ داستان ترسناک که بیش از حد وقتش را گرفتهاند و در اتاق گفتگو مثل بچهها سر سیاست چپ دعوا میکنند و همچنین[7]
SCP-3999 باید با عشق و درک متقابل
پژوهشگر تالوران باید شلنگی را که به یک مخزن آب وصل است در راسترودهاش فرو کند. آب باید به بدنش جریان پیدا کند تا کارکنان باد کردن آن را مشاهده کنند و بدنش شکل کروی پیدا کند.
SCP-3999 باید به عنوان رویهٔ محبوسسازی SCP-2000 محبوس شود
طبق پروتکل مورفئوس، SCP-3999 باید به عنوان هدیهای از طرف بنیاد SCP به سفیر یونان در ایالات متحده تحویل داده شود. سپس باید به او آمنستیک کلاس D بدهند و
پژوهشگر تالوران باید SCP-3999 را با مردنهای پیدرپی محبوس کند.
پژوهشگر تالوران نباید دوباره به SCP-3999 سیخونک بزند.
پژوهشگر تالوران باید دست از سرش بردارد.
در حال حاضر SCP-3999 را نمیتوان محبوس کرد و اکنون یک سناریوی پایان واقعیت از کلاس ZK ایجاد کرده است. توصیهشدهترین اقدام این است که پژوهشگر تالوران، که گمان میرود نقطهٔ کانونی SCP-3999 باشد، خودش را از تماس با همهٔ سایتها و کارکنان بنیاد دور کند تا از خسارت جانبی بیشتر به اموال بنیاد جلوگیری شود. این فرضیه مطرح است که اگر پژوهشگر تالوران در منطقهای بسیار دورافتاده محبوس شود، تواناییهای مخرب SCP-3999 بهطور موقت دایناسور را به گردش میبرند
شرح:
SCP-3999 همهٔ چیزهایی است که در دنیا ایراد داشت
SCP-3999 لولکتها است
SCP-3999 تویی که این را میخوانی
SCP-3999 مایک پنس، معاون سابق رئیسجمهور ایالات متحده است
SCP-3999 غذا است
SCP-3999 چند پتوی کپکزده است
SCP-3999 روح پژوهشگر تالوران است
SCP-3999 ای است که «هیچکس» نامیده میشود
SCP-3999 مفهوم گرینچ است
SCP-3999 SCP-055
SCP-3999 یک پنگوئن قاتل است
SCP-3999 چهارضلعی نیست
SCP-3999 ام. اس. سوبالاکشمی است
SCP-3999 اختلال تصویر بدنی است
SCP-3999 لنگهٔ گمشدهٔ جورابت است
SCP-3999 مسابقهٔ SCP-3000 است
SCP-3999 شپش است
SCP-3999 هر چیزی است که سریع حرکت میکند
SCP-3999 فهرستهای کلیشهای است که به نظر میرسد یک دیوانه نوشته باشدشان
SCP-3999 نفرت از خود است
SCP-3999 کلیهٔ گری گایگکس است
SCP-3999 ___
SCP-3999 نینتندو است
SCP-3999 آخرین لحظهٔ خورشید است
SCP-3999 مدیر کل بنیاد SCP است
SCP-3999 یک بالش است
SCP-3999 مکس لندیس است
SCP-3999 فری جز است
SCP-3999 همهگیری کروناویروس جدید در سال 2020 است
SCP-3999 تکتک کلماتی است که AM در داستان هارلن الیسون به زبان میآورد: دهان ندارم و باید فریاد بزنم
SCP-3999 سالاد پاپایا و انبه است
SCP-3999 مرگ است
SCP-3999 همهٔ زنبورهایی است که تا به حال وجود داشتهاند
SCP-3999 فراموش کردن یک عزیز است
SCP-3999 گلهای بنت قنسول است
SCP-3999 جراحی کوچک کردن سینه است
SCP-3999 مستند سال 1922 نانوک شمالی
SCP-3999 یک احمق است
SCP-3999 معماری بروتالیستی است
SCP-3999 قفسهای پر از داستان است
SCP-3999 همهٔ موارد بالاست. همزمان. برای همیشه. در همهٔ لحظهها. در خوابهایتان.
این تنها واقعیت قطعی میتواند باشد.
پس دیگر نپرسید.
SCP-3999
SCP-3999
SCP-3999
رویههای ویژه محبوسسازی:
SCP-3999 باید در این مکان محبوس شود: اقامتگاه و اسپای ال سیلنسیو، باخوس دل تورو، کاستاریکا
کنترل اصلی SCP-3999 باید به پژوهشگر تالوران سپرده شود
SCP-3999 با استفاده از منابع محبوسسازی برونسپاریشده و مشاورانی محبوس شده بود که برای محبوسسازی SCP-2845 مجوز دارند. مشاوران باید کارکنان سطح 2 در نظر گرفته شوند و در هیچ زمانی اجازهٔ ترک سایت-100 را ندارند. اگر در هر زمانی لازم شد یک مشاور بیرونی از محبوسسازی SCP-2845 یا SCP-3999 کنار گذاشته شود، پیش از آزادی باید آمنستیک کلاس A برای او به کار رود.
برای محبوسسازی درست SCP-2845 و SCP-3999 دستکم سی فرد آموزشدیده و جریانی بیوقفه از سوژههای آموزشندیده لازم است. در حال حاضر چهل و هشت نفر از کارکنان آموزشدیده، که همهٔ آنها باید پژوهشگر تالوران باشند، به محبوسسازی فعال SCP-2845 و SCP-3999 گمارده شدهاند و در هشت تیم ششنفره تقسیم شدهاند، و بیست و چهار نفر دیگر نیز بهعنوان جایگزین در دسترس هستند. سهمیهٔ پنج نفر کلاس D در هفته برای محبوسسازی SCP-2845 و SCP-3999 تصویب شده است.
سایت-100 با مشخصات زیر ساخته شده است:
سایت-100 از نه نوار دایرهای هممرکز تشکیل شده است که حلقهٔ A تا حلقهٔ I نامگذاری شدهاند، و میان حلقهٔ C و حلقهٔ D فاصلهای قرار دارد که فاصلهٔ 1 نام گرفته است. در هر حلقه و فاصله، شش محفظهٔ دایرهای در زاویههای 0، 60، 120، 180، 240 و 300 درجه قرار دارند. محفظههای واقع در زاویهٔ 0 درجه با شمال جغرافیایی و مکان فعلی حیوان خانگی هماتاقی دوران دانشگاه پژوهشگر تالوران همراستا هستند.
حیوان خانگی هماتاقی دوران دانشگاه پژوهشگر تالوران باید در مکانی تصادفی در پارک ملی گرند تتون طی آیینی قربانی شود. سپس مغز لاشه باید به سنگی کوبیده شود و همراه با یک کاسهٔ داغ و کرهای پاپکورن و یک کوکاکولا®ی خنک و گوارا خورده شود. از نمایش لذت ببرید. فقط در سینماهای AMC. فقط در SCP-3999. فقط در اپلبیز. فقط در والمارت. فقط در بارنز اند نوبل. فقط در هوم دیپو. فقط در مکدونالد. فقط در واوا. فقط در مؤسسهٔ اقیانوسشناسی وودز هول. فقط در زیرزمین شما. فقط در پشت سر شما. فقط در فقط. فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط
فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط
کمک، خواهش میکنم
فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط
کابوسهایت
مرگ همهٔ کسانی که تا به حال دوستشان داشتهای
بیدار میشوی و کابوسهای بیشتری در انتظارت است
فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط
داشتم با جیمز دربارهٔ این حرف میزدم که شهر زادگاهم در کارولینای شمالی از وقتی او رفته چقدر تغییر کرده، و او اشاره کرد که شهرمان دارد بهسرعت به یک وضعیت 3999 تبدیل میشود. برای نمونه:
1. ظاهراً دبیرستان ما، که 96 سال قدمت دارد و شبیه یک قلعهٔ گوتیک قرن شانزدهمی است (همراه با گارگویلهای شیر)، یک طبقهٔ چهارم دارد که تا امسال هیچکس واقعاً از آن خبر نداشت. هیچکس نمیداند از کی در ساختمان بوده، اما از روی عکسها کاملاً با بقیهٔ ساختمان فرق دارد و یک راهپلهٔ فلزی عجیب با طرح مارپیچ دارد.
2. در دبیرستان یک زیرزمین هم با یک استخر شنا هست، اما هیچکس اجازه ندارد پایین برود و کمکم دارد طبقهٔ اول را میپوساند.
3. تا مدتها یک پیرمرد سیاهپوست مهربان بود که بیرون مغازهها و سر کوچههای مختلف میایستاد و میرقصید تا مردم را بخنداند. اما در چند ماه گذشته ناپدید شده و هیچ اثری از او نیست.
4. حتی خود من هم به اندازهای که باید به یاد نمیآورم؛ یا دستکم به اندازهای که بیشتر مردم از زندگیشان به یاد میآورند. بیشتر مردم بخش عمدهاش را به یاد میآورند؛ من فقط چیزی را به یاد میآورم که خودش تصمیم بگیرد پیدا شود، معمولاً وقتی در حالت فرانت هستم و نوعی محرک بیرونی به بدنم میرسد.
5. اول از همه، این کاملاً تقصیر LordStonefish است که پیشنهادش را داد. دوم، این یک رابطهٔ سهنفره بود که دیر یا زود اتفاق میافتاد. سوم، هیچ ایدهای ندارم تالوران چه شکلی است، پس کمی آزادی عمل به خودم دادم. و در آخر، بابت سایهزنی و آناتومی بد عذر میخواهم، چون 90% وقتم صرف قیافهٔ آهگائوی 3999 شد.
6. او در را باز کرد و جیمز به رویش لبخند زد، لبخندی نرم و شیرین مثل همیشه. با عجله یک مشت سند را امضا کرد و به او مرخصی دادند، اما وقتی با کارکنان خداحافظی کرد و دوباره فقط خودش ماند و جیمز، دراون کندراکی زد زیر گریه. جیمز را در آغوش گرفت، یک مأمور قوی نیروی ویژهٔ سیار در آغوش یک پژوهشگر چابک، اما جیمز به پشتش زد و به او گفت که اشکالی ندارد.
7. فکر میکردم SCP-2317 تنها SCP کلاس آپولیونه. ولی بعد به این موجود گیجکننده یا هر چی که هست برخوردم چون واقعاً نفهمیدم تالوران چطوری عقلشو به خاطر یه واقعیتخمکن و این چیزا از دست داد. یکی میتونه SCP-3999 رو خلاصه کنه و توضیح بده چون مغزمو هنگ کرده.
8. SCP-3999، موجودیتی ناشناخته که هر چیزی مربوط به صفحهاش را در جنونی کامل از خطاها و قاطیشدنها نابود میکند، در حالی که سلامت روان هر کسی که مدخلش را مینویسد تسلیم آنتروپی قدرت ناشناختهاش میشود. کلاسش؟ آپولیون. اما دقیقاً چیست
17. بچهجان، من تمام عمر لعنتیام زوزه کشیدهام. یک چیزی درست پشت گوشیات ایستاده. نگاهش نکن، فقط باعث میشود شدیدتر گریه کنی. برادرت را بیدار میکنی. این را در درخواستهای پذیرش دانشگاه مینویسی، نه؟ لحظهای میرسد که باید یک قدم عقب بروی و باز عقب بروی و بعد بفهمی که برخورداری و احتمالاً از نظر اخلاقی در جایگاه پایینتری هستی، و حالا وقت آن است که همهٔ دختر و پسرهای خوب مستقیم به درون آروارههای هیولا بروند و منتظر رهایی شیرین خون و خونریزی چندشآور بمانند.
فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط
فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط
فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط در
مصاحبهشونده: SCP-3999
مصاحبهکننده: پژوهشگر تالوران
<شروع گزارش، 03.99.90>
تالوران: بالاخره. همینطور باید باشد. دانشمند با ناهنجاری مصاحبه میکند. حالا من هستم که کنترل را در دست دارم. من نظم را برقرار کردهام.
SCP-3999: [خطای سیستم: دادهها خراب شدهاند. برای جزئیات بیشتر به مدیر شبکه مراجعه کنید]
تالوران: همینطور میماند.
SCP-3999: [خطای سیستم: دادهها خراب شدهاند. برای جزئیات بیشتر به مدیر شبکه مراجعه کنید]
تالوران: حالا دیگر تهدیدم نکن. بدون من هیچکدام از اینها از دستت برنمیآمد! (تالوران به اطرافش اشاره میکند)
SCP-3999: [خطای سیستم: دادهها خراب شدهاند. برای جزئیات بیشتر به مدیر شبکه مراجعه کنید]
تالوران: حتی تو هم بدون نظم نمیتوانی دوام بیاوری. به من چسبیدی و هنوز هم برای وجود داشتن به من نیاز داری، به منی که نظمی رقتانگیز و نیمبند هستم. این رقتانگیز است. تو رقتانگیزی.
SCP-3999: [خطای سیستم: دادهها خراب شدهاند. برای جزئیات بیشتر به مدیر شبکه مراجعه کنید]
تالوران: دیگر نمیتوانی مرا بترسانی. در میلیون سال اول رویههای محبوسسازی بیمعنی و شکنجهها و منطق خوابگونه، این بدترین دردی بود که در عمرم حس کرده بودم، اما دوام آوردم. در میلیون سال دوم رویههای محبوسسازی بیمعنی، هنوز سختترین کاری بود که در عمرم کرده بودم، اما دوام آوردم. تا میلیون سال سوم، داشتم بیحس میشدم. هر چیزی را فقط چند بار میشود تماشا کرد و بعد آدم بیحس میشود. اما میدانی چیست، حرامزاده؟ من دوام آوردم. که بیشتر از چیزی است که تو بتوانی ادعا کنی، ای جانور احمق، چون تو اصلاً هیچوقت زندگی نکردهای. (تالوران انگشتش را به سمت SCP-3999 میگیرد)
SCP-3999: [خطای سیستم: دادهها خراب شدهاند. برای جزئیات بیشتر به مدیر شبکه مراجعه کنید]
تالوران: اگر کارت را تمام کنم، همهچیز حتماً به حالت عادی برمیگردد. قبول نمیکنم که از این بیشتر هم هست. اینکه تو کاری کنی شورای O5 مادرم را با یک... یک... چه میدانم، جسد جک نیکلسون که از چیپس فریتوس ساخته شده آزار بدهد. یا چیزی به همان اندازه احمقانه. قبول نمیکنم که تنها چیزی که در کل چندجهانی باقی مانده حماقت تو باشد.
SCP-3999: [خطای سیستم: دادهها خراب شدهاند. برای جزئیات بیشتر به مدیر شبکه مراجعه کنید]
تالوران: پس تو دقیقاً چه هستی؟ این را از خودت بپرس. در برابر انسانی که آمادهٔ جنگیدن است چه هستی؟ تو چیزی جز لجن آغازین نیستی. و من آمادهٔ جنگیدنم. نسبت به چرندیاتت بیحس شدهام، چون نکتهٔ وحشت و عجیببودن این است: هرچه بیشتر آشکارش کنی، اثرش کمتر میشود. از وحشتت حالم به هم میخورد. از خودت حالم به هم میخورد.
SCP-3999: [خطای سیستم: دادهها خراب شدهاند. برای جزئیات بیشتر به مدیر شبکه مراجعه کنید]
تالوران: میگفتم در جهنم میبینمت، ولی ما همین حالا آنجاییم.
SCP-3999: [خطای سیستم: دادهها خراب شدهاند. برای جزئیات بیشتر به مدیر شبکه مراجعه کنید]
SCP-3999: (SCP-3999 پژوهشگر تالوران را به مدت پنج سال ذوب میکند. دانکلوولفها لجن را هورت میکشند. SCP-3999 نامیرا است.)
<پایان گزارش، [اطلاعات زمانی اختیاری]>
جمعبندی پایانی: [خلاصهای کوتاه و متنی دربارهٔ آنچه پس از آن رخ داد]
SCP-3999 تهدیدی جدی برای واقعیت عادی است و باید محبوس شود در استفراغ خودش.
پژوهشگر تالوران تسلیم خواهد شد باید تسلیم ناامنیهای درونی خودش شود.
SCP-3999 ترسناک نیست
همهٔ پژوهشگران باید از SCP-3999 بدشان بیاید و SCP-3999های دیگر را دوست داشته باشند
لعنتی، واقعاً چند هفته بود که روی این کار نکرده بودم.
میدانید، این ماجرا اول داستانی بود دربارهٔ چیزهایی که کمکم ناپدید میشدند، و واقعیت کمکم، یکییکی، خاموش میشد. اول تالوران متوجه میشد که هیچکس در اطرافش بعضی پژوهشگرها را به یاد نمیآورد، بعد کشور بلژیک را، بعد لیوانی را که روی میزش بود. کمکم انگشتهای پایش یکییکی ناپدید میشدند، بعد مونتانا، و بعد ستارهها یکییکی خاموش میشدند. پنجرهها جلوی چشمش ناپدید میشدند، شاخهها از درختها ناپدید میشدند. به دستهایش نگاه میکرد و فقط دو انگشت و یک شست میدید. همهچیز ناپدید میشد تا جایی که او تنهای تقریباً بیدستوپا میشد که در آخرین سلول محبوسسازی جهان گیر افتاده و دارد آخرین بخش مقاله را با صفحهکلیدی که در حال ناپدید شدن است تایپ میکند. بعد چشمهایش، کامپیوترش و آخرین انگشتی که برایش مانده بود ناپدید میشدند و او تنهای برهنه میشد بیچشم، بیگوش، بیبینی، بیدهان و بیدستوپا. بعد سلول محبوسسازی ناپدید میشد و جهان خاموش میشد.
این فقط تا حدی اتفاق افتاد.
واقعاً نمیدانستم چطور این ایده را از آب دربیاورم.
پس سراغ ایدهٔ تازهای رفتم. کسی پیشنهاد داد که نسخهٔ تغییریافتهای از سندروم مرگ ناگهانی نوزاد بنویسم، پس آن را به شکل یک نقص مادرزادی نوشتم که باعث میشد والدین خیال کنند بچههایشان همیشه رو به عقباند. ایدهٔ کس دیگری را هم وارد کار کردم، دربارهٔ یک برنامهٔ کامپیوتری که عددهای اول بهطرز مسخرهای بزرگ را حساب میکرد و در ضمن باعث میشد آدم به یک فتیش عددشناسیـخودنمایی دچار شود. پس این دو را با هم ترکیب کردم. شاید بازماندگان این نقص مادرزادی به آن فتیش هم دچار میشدند. پژوهشگر تالوران پژوهشگر ارشد این پروژه بود.
نتوانستم جورش کنم.
پس چیز بعدیای که داشتم نسخهای جایگزین و ممیتیک از یک آلبوم موسیقی کلاسیک بود که باعث میشد مردمی که در منطقهٔ مرکزی پنسیلوانیا زندگی میکنند از هر چیزی که من تا آن موقع برای بنیاد ساخته بودم متنفر شوند و به آن وسواس پیدا کنند، حتی چیزهای حذفشده، و چیزهایی که هیچوقت به فهرست اصلی موضوعها نرسیده بودند. پژوهشگر تالوران اولین عضو کارکنان بود که به دست این دیوانههای ممیتیکزده کشته شد.
واقعاً، واقعاً احمقانه بود.
اما نمیتوانستم پژوهشگر تالوران را از ذهنم بیرون کنم.
هفتهها و هفتهها همانجا ماند و در سکوت مرا قضاوت کرد. سر کار به او فکر میکردم، وقتی قرار بود به بچههای کوچک تپدنس یاد بدهم. در مدرسه به او فکر میکردم و کلاسهای روانشناسی را صرف این میکردم که موقعیتی پیدا کنم تا او را در آن بگذارم.
مدام تلاش کردم و تلاش کردم.
زمانم برای اینکه اتفاق قابلتوجهی بیفتد داشت بهسرعت تمام میشد.
بالاخره اتفاقی برایم افتاد.
ساعت 1:00 بامداد 24 مارس 2017، اتفاقی برایم افتاد. از خوابی سبک بیدار شدم و دیدم اصلاً نمیتوانم تکان بخورم، حتی بهزور میتوانستم چشمهایم را باز کنم. حتی نمیتوانستم نفس بکشم و دیدم دارم تقلا میکنم تا ماهیچههایی را که زنده نگهم میداشتند به کار بیندازم. روی تختم دراز کشیده بودم و چیزی که به نظرم ساعتها و ساعتها درد بود گذشت، در حالی که ماهیچههایم گرفتگی و پرش پیدا میکردند.
بعد جیمز مارتین تالوران، پژوهشگر سطح 3، مثل شیطان پایین تختم برخاست. شکلی تاریک و درکنشدنی بود، اما بهنحوی فوراً او را شناختم. با آن چشمهای درخشان وحشتناک به من خیره شد و فقط به وضعیتم خندید و خندید. همان موقع تختم را خیس کردم. بعد از جیب روپوش آزمایشگاهش خنجری بزرگ، براق و خمیده بیرون آورد. زیر نور ماه بهطرز عجیبی برق میزد. همانطور که نگاه میکردم، خنجر را در دهانش فرو کرد و افقی برید. فک پایینش روی زمین افتاد، با اینکه ممکن نبود بریدن آنقدر قوی باشد. از آنچه از دهانش مانده بود خون میچکید و زبانش در آبشارهای سرخ بهطرز عجیبی تکان میخورد.
مثل سوتی که سگها را صدا میزند، این نشانهای بود تا همهٔ وحشتهای دنیا از هر گوشه و کناری بیرون بریزند و آنجا به تالوران بپیوندند. همهٔ کابوسهایی بود که بیشتر یک سال را غرقشان گذرانده بودم. رئیسجمهورهای قطعهقطعه، مارمولکهای توقفناپذیر، آدمهای کوکی، غلافهای چشم، خدایان گوزنی، مجسمههای متحرک، پیرمردهای خوب و بد. همه در سکوت ایستاده بودند، جمعیتی از وحشت. با تحقیر به من نگاه میکردند که بیحرکت، روی تختی آلوده به ادرار و مدفوعم دراز کشیده بودم. به نظرم رسید که میگویند: «چرا وقتت را صرف ما میکنی؟ در مقیاس بزرگ، ما در نهایت هیچ هستیم. ساختههای وحشت احمقانه. تو میتوانی خیلی بیشتر از سازندهٔ آشغالهایی مثل ما باشی. کسی بشو!»
در حالی که خیره نگاه میکردند، یکی از آنها، چیزی شبیه جسدی در حال پوسیدن، به شانهٔ تالوران زد. او خنجری را که به خون خودش آغشته بود برداشت و روی من خم شد. چشمهای سرخش به روحم خیره شد و تکتک کارهای بدی را که تا آن موقع کرده بودم دید. آب دهانم را قورت دادم و با جمع کردن هر ذره ارادهای که میتوانستم در ماهیچههایم به کار بگیرم، لبهایم را تکان دادم.
«انجامش بده.»
خنجر را در شکمم فرو کرد و آن را به پهلو درید. رودههایم مثل اسفنجهای خیس روی کف چوبی ریختند. دهان کریه پژوهشگر تالوران روی صورتم خون میچکاند و میپاشید، در حالی که با نگاهی شریرانه روی من خم شده بود و تمام آن مجموعهٔ ناقصالخلقهٔ موجودات با رضایت از خود تماشا میکردند.
بیدار شدم. خواب بود.و اینجاست که پای شما به میان میآید. همان موقع و همانجا نشستم و همهٔ این را نوشتم. مجبور بودم. حس درستی داشت. الان حدود دو روز از آن کابوس گذشته و تازه دارم تمامش میکنم. این پایان نهایی است. این بازگرداندن همهچیز است. نمیدانم میتوانم از اینجا ادامه بدهم یا نه. نمیدانم ادامه خواهم داد یا نه.
امپراتوری یازدهروزه مرا ذوب کرد، و من تسلیم شدم. شما از همان لحظهای که به جامعهٔ بنیاد پیوستم تسلیم شدنم را تماشا کردید.
SCP-3999 برده است.
SCP-3999 باخته است.
…
…
…
…
…
…
از خودم متنفرم
خودم را دوست دارم
…
…
…
…
…
…
…
…
…
…
شماره موضوع: SCP-3999
کلاس موضوع: خنثیشده
رویههای ویژه محبوسسازی: SCP-3999 در سایت 118 در یک سلول محبوسسازی کتر هوابندیشده نگهداری میشد. چهار نگهبان مسلح در بیرون این سلول محبوسسازی مستقر پیدا شدند. فضای داخلی این سلول محبوسسازی شامل چاهی به طول یک کیلومتر به درون زمین است که با صفحههای مقاوم در برابر اسید پوشانده شده است. در هر 30 متر، دیوارهها با لنگرهای واقعیت اسکرانتون پوشانده شدهاند که به نظر میرسد همگی بهشدت منفجر شدهاند. اطلاعات کمی دربارهٔ دیگر رویههای محبوسسازی مربوط به SCP-3999 وجود دارد.
شرح: SCP-3999 ظاهراً یک موضوع کلاس کتر و احتمالاً نوعی موجود بوده است. در حال حاضر معلوم نیست SCP-3999 چه ویژگیهای دیگری ممکن است داشته باشد. محفظهٔ نگهداری SCP-3999 در جریان بازرسی معمول همهٔ محفظههای نگهداری کلاس کتر در سایت 118 کشف شد. RAISA تأیید کرده است که هیچ سابقهای از SCP-3999 در پایگاه داده وجود ندارد؛ همهٔ اطلاعات مربوط به ماهیت SCP-3999 بر اساس ساختار محفظهٔ نگهداری و اسناد بازیابیشده از درون آن تعیین شده است. مشخص شد که چهار نگهبانِ «گماشتهشده» به SCP-3999 دچار از دست رفتن شدید حافظه شدهاند و نمیتوانستند بگویند چطور به SCP-3999 رسیدهاند.
در ته محفظهٔ نگهداری SCP-3999، جسد پژوهشگر سطح 3 جیمز تالوران پیدا شد. پژوهشگر تالوران تقریباً بلافاصله پس از انتقال به سایت 118 ناپدید شده بود. یک تلفن همراه متعلق به بنیاد روی جسد او پیدا شد که فقط متنی شبیه رویههای محبوسسازی SCP-3999 در آن بود، اما با انحرافهای سبکی فراوان و رویههای بیمعنی و همچنین اطلاعات دربارهٔ ماهیت بنیاد. بر اساس آن مشخص شده است که پژوهشگر تالوران به SCP-3999 گماشته شده بود، SCP-3999 ویژگیهای قابلتوجهی در دگرگونسازی واقعیت داشت، در مقطعی دچار شد و باعث یک رویداد بازسازی واقعیت کلاس CK یا یک رویداد پایان واقعیت کلاس ZK شد، و پژوهشگر تالوران به بهای جان خود با موفقیت آن را نابود کرد و رویداد یادشده را برگرداند.
پیوست-1:
[اطلاعات حذف شده]
و این همهٔ چیزی است که نوشتم.
دَتّه. دَیَدهوَم. دَمیَتَه.
شانتی شانتی شانتی
پاورقیها
- 1.
هرچند نشان داده شده که چند نمونه غذای زنده را ترجیح میدهند، از جمله موشها و طوطیهای دوشی. معلوم نیست چرا برخی افراد چنین انحرافی در الگوی تغذیه دارند.
- 2.
برای اطلاعات بیشتر، نگاه کنید به «رفتار تغذیهای، اجتماعی و تولیدمثلی دانکلئوگرگ در SCP-2432-Prime»، گریون، M.S. و شاتنر، M.X. (19█)، انتشارات علمی بنیاد.
- 3.
برای اطلاعات بیشتر، نگاه کنید به «سنتز عناصر اکتوآنتروپیک در کالبد بهیموثهای ناهنجار»، جانسون، A.A. و مگنوسون، S.H. (20█)، انتشارات علمی بنیاد.
- 4.
برای اطلاعات بیشتر، نگاه کنید به «مطالعات SCP-3999 و رابطهٔ آن با پژوهشگر تالوران»، مایکلز، J.D. و کارلسون، A.V. (20█)، انتشارات علمی بنیاد.
- 5.
برای اطلاعات بیشتر، نگاه کنید به: لنون/مککارتنی، سرقت ادبی، ادای احترام و اشیای SCP، جیکسون، ال.پی. و بومی، ای.اف. (21█)، انتشارات علمی بنیاد.
- 6.
برای اطلاعات بیشتر، ببینید: جوک اشرافزادهها در جامعه، ریکاردو، ف.ل. و جیمز، ت.ت. (19█)، انتشارات علمی بنیاد.
- 7.
برای اطلاعات بیشتر، ببینید: آزار دوستان در جوامع آنلاین، روزنبلوم، ت.س. و ماسکلیه، گ.م. (20█)، انتشارات علمی بنیاد.




دیدگاهها
در حال بررسی وضعیت ورود…
اولین نفر باشید که نظر میدهد.